X
تبلیغات
وبلاگ تخصصی مواد مخدر
 
آشنایی با انواع بلای خانمان سوز مواد مخدر
 

مصرف مخدرهای صنعتی نگران کننده نیست


دبیرکل ستادمبارزه با موادمخدر معتقد است نگرانی از بابت مصرف مخدرهای صنعتی در کشور وجود ندارد. آنچه در پی می آید قسمت دوم گفتگوی اختصاصی دکتر اسماعیل احمدی مقدم با مهر است که با هم می خوانیم.
* خبرگزاری مهر - گروه اجتماعی: آیا قبول دارید که گرایش به مخدرهای صنعتی در کشورمان رو به افزایش است.

- احمدی مقدم : برداشت ما این نیست، زیرا زیر دو درصد معتادان در ایران از مخدرهای صنعتی استفاده می کنند و نسبت به گذشته نیز بر اساس پیمایشی که داشته ایم این روند نه تنها رو به افزایش نیست که برعکس کاهش خفیفی هم داشته است. شاید علت گرایش بیشتر ناآگاهی بوده است. چون مواد صنعتی عمدتا ابزار پارتی و خوشگذرانی است و تلقی برخی جوانان و افراد کم تقید که معمولا در این قبیل مراسم شرکت می کنند این است که این مواد اصلا اعتیادآور نیست، اما وقتی مصرف به تکرار رسید فرد به آنها وابستگی پیدا می کند و این وابستگی نیز تا حدودی با سایر موادمخدر متفاوت است. یعنی فرد وقتی مصرف نمی کند دچار افسردگی، استرس و مشکلات روحی شده و مثل افراد افسرده می ماند که نیاز دارند با مواد دارویی خودشان را به حالت طبیعی برگردانند. خوشبختانه با افزایش آگاهیها و پی بردن به عوارض مصرف این مواد وضع بهتری در این زمینه داریم.

* یعنی از بابت گرایش به مصرف مخدرهای صنعتی خطری متوجه ما نیست؟

- بالاخره خطر هست، زیرا دو درصد هم کم نیست. چون اگر یک میلیون معتاد هم داشته باشیم دو درصد این جمعیت می شود 20 هزار نفر و این عدد کمی نیست.



* بحث تولید مخدرهای صنعتی بیشتر در داخل اتفاق می افتد یا خارج از مرزهای ایران صورت می گیرد؟

در سیاستهای کلی نظام، روانگردانها و موادمخدر در کنار هم قرار گرفتند و در قوانین جدید، مجازاتهای معادل برای آنها در نظر گرفته می شود

- ریشه خیلی از مخدرهای صنعتی، داروهای ضدافسردگی است که هم وارد می شود و هم امکان تولید آن در داخل وجود دارد. البته اخیرا در خصوص کشف چنین کارگاههایی در داخل موردی نداشته ایم. منتهی آنچه هست اینکه به دلیل اشکل مختلف و بسته بندیهای متفاوت که دارد و رودش کار سختی نیست چون تشخیص این مواد در گمرک نیز کار ساده ای نیست ولی با توجه به اینکه مصرف خیلی بالایی ندارد می توان گفت در حال حاضر نگران کننده نیست. ضمن اینکه در بحث روانگردانها مشکلی به لحاظ مجازاتهای قانونی داشتیم و آن این بود که در دسته مخدرها شناخته نمی شد ولی این بار در سیاستهای کلی نظام، روانگردانها و موادمخدر در کنار هم قرار گرفتند و در قوانین جدید، مجازاتهای معادل برای آنها در نظر گرفته می شود. البته بیشتر تلاش ما بر روی کارکرد فرهنگی موضوع است تا بتوانیم از طریق آگاهی خانواده ها و جوانان در این زمینه به موفقیت بیشتری برسیم.
  نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/26ساعت 15:35  توسط نجات  | 
آمار معتادان در ايران

به گزارش سلامت نیوز  : با توجه به پنهان بودن پديده اعتياد در كشور، دستيابي به آمار دقيق معتادان، كار پيچيده‌اي است اما بر اساس آخرين آمارگيري انجام شده كه از سوي مؤسسه تحقيقاتي داريوش وابسته به دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي انجام شده است، يك ميليون و 200 هزار نفر معتاد وابسته و دائمي در كشور داريم و حدود 800 هزار نفر نيز در كشور معتاد تفنني هستند.
وي افزود: اين آمار نتيجه تحقيق اين موسسه از طريق روش تحقيق سريع يا RSA است كه انجام آن 2 سال طول كشيده است.
به گفته وي معتاد دائمي به فردي گفته مي‌شود كه نمي‌تواند 72 ساعت بدون مصرف مواد مخدر تحمل كند اما معتاد تفنني و غير وابسته مي‌تواند 72 ساعت را بدون مواد مخدر سر كند و هيچ دليلي وجود ندارد كه ما انتظار داشته باشيم معتادان تفنني بيش‌تر از معتادان دائمي باشد.
با اين وجود 23 خرداد‌، هومان نارنجي ها، معاون موسسه تحقيقاتي داريوش در تالار اجتماعات مركز فرهنگي شقايق ستاد مبارزه با مواد مخدر در حضور جانشين اين ستاد اعلام كرد كه بر اساس تحقيقي كه به روش RSA طي سال‌هاي 83 و 84 بر روي 6 هزار نمونه انجام شده است تعداد معتادان كشور بيش از يك ميليون و 800 هزار نفر به دست آمده است كه به آمار 2 ميليون نفري وزارت بهداشت نزديك است.
وي البته اضافه كرد: استفاده از روش تحقيقي RSA به اين علت مورد استفاده قرار گرفته است كه الگوي مصرف مواد مخدر خيلي زود در كشور تغيير مي‌كند و اگر تحقيقات در اين مورد طول بكشد نتايج آن در زمان اعلام قابل استفاده نيست چون الگوي مصرف در آن زمان عوض شده است.
وي اين مثال را هم زد كه مصرف كرك در ايران بيش از 2 سال الگوي مصرف شده بود ولي ما زماني فهميديم و براي كنترل آن وارد عمل شديم كه دو سال از زمان شيوع مصرف آن گذشته بود.

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/12ساعت 14:35  توسط نجات  | 

چالش جهانی مواد مخدر و مبارزه با معلول!

روز جهانی مبارزه با مواد مخدر در حال تجلیل می شود که اهرم های فشار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زیادی بر مردم افغانستان که به گمان بسیار از مردم دنیا "گناهکار ترین انسانها در زمینه کشت، تولید و ترانزیت مواد مخدر می باشند"، وارد می شود. مبارزه با مواد مخدر در کشور افغانستان سوژه ای است برای تعقیب منافع کشورها که هر ازگاهی با روشهای گوناگون، این کشور و مردم آن را مورد سرزنش قرار می دهند!. مسؤلان امر مبارزه با مواد مخدر چه در داخل دولت افغانستان و چه خارج از آن حیطه و چه در کشورهای خارجی همسایه و فرا منطقه ای، در امر مبارزه با مواد مخدر صداقت چندانِ ندارند و یا اگر در این امر جدی به نظر رسند بیشتر با معلول مبارزه می کنند تا با علت و ریشه های اصلی آن!

می توان این امر را با چند دلیل و یا چند فاکتور مبرهن ساخت:

 

حدود سی سال است که کشور افغانستان با بحران داخلی و تجاوزات آشکار و پنهان کشورهای خارجی روبرو بوده است که این امر شیرازه اقتصادی کشور را کاملا از هم متلاشی کرده است و مردم افغانستان در خلال این مدت دشوارترین دوران زندگی خود را از جهات مختلف از جمله اقتصادی سپری کرده اند. با توجه به عدم وجود یک دولت مقتدر مرکزی در خلال این مدت و با عنایت به مشکلات عدیده اقتصادی، رواج کشت، تولید و ترانزیت مواد مخدر به کشورهای متقاضی همسایه و فرا منطقه ای امر اجتناب ناپذیر تلقی شده و می شود.

 

مبارزه با کشت، تولید و انتقال مواد مخدر به کشورهای غربی و اروپایی از طریق کشورهای همجوار چون ایران، پاکستان و آسیای میانه در گب و گفتار یک امر جهانی است اما در وراء این گفتارها، اهداف دیگری نهفته است که امر مبارزه با این مواد افیونی را دچار مشکل می سازد. کشورهای همسایه افغانستان که با این امر از طریق مبارزه با معلول برخورد می کنند هیچگاهی به موفقیت نخواهد رسید زیرا در بسیار از موارد گروه های قدرتمند از خود این کشورها از طریق همکاری با برخی از باندهای قاچاقچیان بین المللی در ترانزیت و حمل و نقل آن کمک می کنند تا مواد مخدر مورد نیاز کشورهای مقصد از این طریق تأمین شود.

 

نیروهای کشورهای غربی که به مدت بیش از شش سال در افغانستان حضور دارند، هیچگاهی به طور جدی، قاطع و مصمم با کشت، تولید و ترانزیت مواد مخدر مبارزه نکرده اند و اگر احیانا موارد را که کشت کوکنار را محو کرده و به رسانه ها نشان داده اند بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته اند تا مبارزه جدی با این پدیده! کشور انگلیس که بعد از آمدن نیروهایش به افغانستان خود را مسؤول مبارزه با این امر اعلام کرد و بیشتر نیروهایش را در ولایت هلمند مستقر نمود اما بعد از چندین سال هیچگونه موفقیت در این راه بدست نیاورده است بلکه با تبانی با سران طالبان در این ولایت به تقویت کشت، تولید و ترانزیت مواد مخدر پرداخت چنانکه بر اساس اعلام برخی منابع، ولایات جنوبی کشور به ویژه ولایت هلمند در حال حاضر بیش از 60% مواد مخدر تولیدی افغانستان را به خود اختصاص داده است.

 

تا زمان که بازار مواد مخدر در کشورهای منطقه ای و فرا منطقه ای با افزایش روز افزون تقاضا روبرو باشد و کشورهای مذکور نتوانند آن را تحت کنترل درآورند، تولید و ترانزیت این کالا همچنان سیر صعودی را خواهد پیمود زیرا در شرایط که بحران اقتصادی در کشور حاکم است و مردم نمی توانند نیازهای اولیه زندگی شان را تأمین کنند، افزایش کشت، تولید و ترانزیت آن امر اجتناب ناپذیر خواهد بود.

  نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/12ساعت 14:26  توسط نجات  | 

حشيش با كسي شوخي ندارد!

تصورعامه مردم اين است كه حشيش يا مواد هم خانواده آن به دليل دارا نبودن مرفين، اعتيادآور نيستند و اگر هم اعتيادآور باشند، اعتياد يا وابستگي به آن ها روحي و رواني است، اما بعد از چندين بار استفاده، اگر اين مواد به آنها نرسد، دچار علايم جسمي محروميت مي شوند.
 
  ساعت حدود سه بعدازظهر است. دو زانو روي موزائيك هاي پارك انديشه نشسته اند دور هم; هفت نفري مي شوند و بين 17 تا 25 سال سن دارند.
پارك زياد هم خلوت نيست اما براي آن ها اهميتي ندارد. با دقت توتون سيگارهايشان را روي يك تكه مقوا كه در وسط قرار داده اند، خالي و با ماده نرم سياه رنگي مخلوط مي كنند.تقريبا روبه رويشان روي صندلي مي نشينم.
خيره  شده ام به دست هايشان. توتون را با ماده سياه مخلوط مي كنند و يكي يكي كاغذ سيگارهايشان را پر مي كنند.كارشان كه تمام مي شود، مقوا را مي گذارند زير نيمكت كنارشان و رديفي كنار هم روي جدول مي نشينند. تازه متوجه حضور من مي شوند و پرسش گرانه نگاهم مي كنند. جوانترين شان با نگراني دور و برش را مي پايد و پسر مو بلندي كه به نظر از همه بزرگ تر است، مي پرسد: "فرمايشي بود؟"يك  آن، دست پاچه مي شوم. جواب مي دهم: "هيچي، كنجكاو شدم ببينم چه كار مي كنيد!" و آرام ادامه دادم: "حشيشه ديگه؟" وقتي مطمئن مي شوند كه فقط كنجكاوم، پسر مو بلند برايم توضيح مي دهد كه ماده اي كه با توتون مخلوط كردند همان حشيش است و كاري كه انجام مي دهند را مي گويند "سيگاري بار زدن."سيگارش را كه مثل سيگارهاي معمولي صاف و مرتب نيست گرفته لاي دو انگشتش. نگاهي به دوستانش مي اندازم كه سيگارهايشان را آتش زده اند و تند و تند دودش را به درو ن شان مي فرستند.كوچك ترينشان كه 17-16 ساله مي نمايد، چشمانش را بسته، سرش را بالا گرفته از عمق جانش به سيگار پك مي زند. حواسش اصلا به اطرافش نيست، انگار كه مهمترين كار دنيا را انجام مي دهد!مي پرسم: "اين كه خيلي بچه  است، اين چرا معتاد شده؟"پسر مو بلند كه دوستانش مسعود صدايش مي كنند رو ترش مي كند كه: "حشيش اعتياد نداره، اينم بچه نيست. 16 سالشه. حشيش فقط محض حال كردنه. هر وقت بخواي مي كشي، نخواستي هم تعطيل."خودش چهار سالي مي شود كه حشيش مي كشد: "من تا حالا نخواستم بذارمش كنار. هر وقت خواستم ديگه نمي كشم."سيگاري دوستانش تمام شده و حالا يكي دوتاشان حرف مي زنند و همه بلند بلند ريسه مي روند از خنده.
پسر مو بلند مي رود سمت آن ها و با دست به من اشاره مي كند كه بروم: "خيلي خوب! كنجكاويت بر طرف شد ديگه! به سلامت. خوش گذشت!" بلند مي شوم. خودش را مي اندازد روي نيمكت. سيگارش را آتش مي زند و با ولع اولين كام را مي گيرد.

ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/07ساعت 0:44  توسط نجات  | 

دست هایی از روی دشمنی

وقتي به هم رسيدند فقط با هم دست دادند و از کنار هم گذشتند. فکر مي کردم که دو تا دوست هستند که براي رفتن به مدرسه با هم قرار گذاشته اند، به همين دليل منتظر بودم که با هم سلا م و احوالپرسي کنند و با هم به طرف دبيرستان حرکت کنند، اما اين طور نشد. آن دو بعد از دست دادن خلا ف جهت همديگر حرکت کردند و رفتند. برحسب اتفاق مسير من با يکي از آنها تا نزديکي دبيرستان  يکي شد.


در طول مسير او با چند نفر ديگر هم دست داد و بدون هيچ صحبتي از کنار هم رد شدند. وقتي آن پسر با نفر دوم و چند نفر ديگر هم فقط دست داد و رد شد، متوجه شدم که او با هيچ کدام آنها دوست نيست. آنها دو طرف يک معامله بودند که فروشنده قبلا  پولش را گرفته بود و حالا  جنس را به دست خريدار مي رساند.


با ديدن اين صحنه ها کلي فکر به ذهنم خطور کرد. دبيرستان رفتن ما کجا و مدرسه رفتن بچه هاي الا ن کجا؟ آن موقع اگر خيلي هنر مي کرديم دور از چشم مسوولين مدرسه يک کتاب غيردرسي،  آن هم  با دوستاني که خيلي صميمي بوديم، رد و بدل مي کرديم. از همان موقع هم و غم مان اين بود که بعد از تمام شدن درس مان بتوانيم يک شغل آبرومند هرچند با درآمد کم داشته باشيم. اما بعضي از نوجوان هاي امروز به چندرغاز راضي نيستند و مي خواهند يک شبه راه صدساله بروند، حتي اگر به قيمت جان و زندگي هم کلا سي هايشان تمام شود.


 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/05ساعت 0:12  توسط نجات  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM